السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

869

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شرح حديث چنين است : « ابن‌الدبيع گفت : در مورد حديث اصحابم چون ستارگانند به هر كدام اقتدا كرديد ، هدايت يافتيد ؛ بدان كه ابن‌ماجه آن را نقل كرد و نيز جلال سيوطى آن را در نقل حديث‌هاى الشفاء آورده است ، ولى پس از جست‌وجو آن را در سنن ابن‌ماجه نيافتم . و ابن‌حجر عسقلانى در نقل حديث‌هاى رافعى درباب « أدب القضاء » آن را آورده و سخن را درباره‌اش به درازا كشانيده و گفته است كه ضعيف و واهى است ، بلكه از ابن‌حزم نقل كرده كه ساختگى و باطل است ليكن از بيهقى آورده است كه گفت : حديث مسلم قسمتى از معناى آن را مىرساند ، يعنى فرموده حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم : ستارگان براى آسمان امان هستند ( النجوم أمنة للسماء ) . ابن‌حجر گفت : بيهقى راست گفت ، آن صحيح‌بودن تشبيه اصحاب به ستارگان را مىرساند ، امّا اقتداى به آنان را آشكار نمىنمايد . آرى ممكن است معنى هدايت‌يافتن به ستارگان ، از آن به چشم بخورد . گويم : ظاهر اين است كه هدايت يافتن فرع بر اقتداكردن است . گفت : و ظاهر حديث اشاره‌اى است به فتنه‌هاى پيش آمده پس از مرگ صحابه از محوشدن سنّت‌ها و نمايان‌شدن بدعت‌ها و انتشار ستم در سراسر زمين . تمام شد . » و ابن‌سبكى درباره‌ى اين حديث در شرح اصلى ابن‌حاجب در « الكلام على عدالة الصحابه » صحبت كرده و آن را به ابن‌ماجه نسبت نداده است . و در جامع الاصول آن را ذكر كرده است : از ابن‌المسبب از عمربن‌خطاب مرفوعاً : « سألت ربّي » تا « اهتديتم » و پس از آن نوشت : آن را نقل كرد . پس آن از حديث‌هايى است كه رزين در تجريد الأصول آورده است و ابن‌اثير در اصول مذكور آن را نيافته است و نويسنده‌ى المشكاة آن را آورده ، و گفته : رزين آن را نقل كرد . » « 1 » و اين سخن قارى در تأييد استدلال به حديث نجوم كه گفته است : « از جمله چيزهايى كه آن را محقّق مىسازد اين است كه تابعان ، انواع دانش‌هاى شرعى همچون قرائت ، تفسير ، حديث و فقه را از ديگر اصحاب غير از على هم فرا گرفتند ،

--> ( 1 ) . المرقاة - شرح المشكاة 5 / 522 .